بزرگترین مشکل در نصب اوبونتو برای تازهواردان این است که نکند ویندوزشان به هم بریزد یا فایلهای حساسشان پاک شود. این نگرانی هم کاملاً منطقی است، زیرا اوبونتو هرچهقدر هم که قدرتمند و حرفهای باشد، متفاوت از ویندوز است و نمیتوان از کسی که سالهاست با ویندوز کار کرده انتظار داشت که یکشبه اوبونتو را نصب کند و از آن به بعد همهٔ کارهایش را با اوبونتو انجام دهد.
در این نوشته، یادمیگیرید که چه طور اوبونتو و ویندوز را همزمان روی کامپیوترتان داشته باشید، بدون این که ویندوزتان یا هیچیک از فایلهایتان آسیبی ببیند. امیدوارم که این راهنما به کارتان بیاید. پیش از انجام دستورات این راهنما، دستکم یک بار آن را با دقت تا پایان بخوانید.
من دربارهٔ شما چه میاندیشم؟
من نمیتوانم نصب اوبونتو را به یک نوزاد ششماهه بیاموزم. برای این که از اول گربهها را دم درِ حجله بکشیم، من فرض میکنم که شما چند مهارت پایهای در کار با کامپیوترها را دارید. اگر اینها را میدانید، امیدوار باشید که بتوانید تا پایان این راهنما را انجام دهید و به نتیجهٔ پایانی برسید.
- شما میدانید که چهطور کامپیوتر را روشن و خاموش کنید. میدانید که چهطور یک لوحفشرده (سیدی) را در کامپیوتر بگذارید.
- شما تا حالا با سیستمعامل ویندوز کار کردهاید. میدانید که برای دیدن محتویات یک سیدی باید چهکار کنید.
- شما تا حالا در ویندوز خودتان برنامههای تازه نصب کردهاید (مثلاً برنامهٔ آفیس، فایرفاکس، بازی، یا هر برنامهٔ دیگری).
- شما میدانید که پارتیشن یعنی چه. میدانید که دیسک سخت (یا همان هارد) کامپیوتر شما میتواند به چند پارتیشن (درایو) تقسیم شود. و میدانید که کامپیوتر شما الان چند پارتیشن دارد و ظرفیت هرکدام چندگیگابایت است.
شما از من چه میخواهید؟
قرار نیست با خواندن این نوشته شما کاملاً به اوبونتو مسلط شوید و بتوانید همهٔ کارهایی را که در ویندوز انجام میدادید، اینجا هم انجام دهید. این راهنما شما را فقط تا اینجا پیش خواهد برد:
- در پایان شما کامپیوتری خواهید داشت که هم ویندوز و هم اوبونتو روی آن نصب است و کار میکند.
- هر بار که کامپیوترتان را روشن میکنید، منویی میبینید که از شما میپرسد که میخواهید ویندوز بالا بیاید یا اوبونتو، و شما باید یکی از این دو را برگزینید.
- هیچکدام از فایلهای قدیمی شما پاک نشدهاند. هنوز میتوانید موسیقیهای محبوبتان را بشنوید و فیلمهای زیبایتان را ببینید.
- هیچکدام از تنظیمهای ویندوزتان به هم نریخته است. ویندوز شما درست به همان شکل قبلی کار میکند.
- پنج گیگابایت (5GB) از حافظهٔ دیسک سخت شما اشغال شده است.
چه چیز باید داشته باشید؟
برای نصب اوبونتو باید دستکم این چیزها را داشته باشید:
- یک کامپیوتر شخصی. کامپیوتری که مال خودتان باشد تا اگر فرایند نصب حدود یک روز طول کشید، مشکلی برای کسی پیش نیاید (البته برای من معمولاً بیشتر از ۴۵ دقیقه طول نمیکشد). روی کامپیوتر باید ویندوز XP نصب باشد و بتوان با آن کار کرد.
- سیدی (CD) یا دیویدی (DVD) اوبونتو. این راهنما دستکم برای نسخههای 7.04 و 7.10 و 8.04 اوبونتو کار میکند.
- دستکم پانصد و دوازده مگابایت (512MB) حافظه (RAM). اگر بیشتر باشد که چه بهتر.
- دیسک سخت (هارد) با ظرفیت دستکم ده گیگابایت (10GB) که یکی از پارتیشنهای آن دستکم شش گیگابایت فضای خالی داشته باشد.
و مهمتر از همه، مهمتر از همه، مهمتر از همه
- صبر، حوصله، و دقت. هیچ کاری را با شتاب انجام ندهید، بهویژه نصبکردن اوبونتو را.
آغاز کار
-
پشتیبان بگیرید. هرچند که قرار است با پیروی از این راهنما به دادههای شما هیچ آسیبی نرسد، ولی باز هم پیشنهاد میکنم اگر دادهٔ خیلی حساسی روی کامپیوترتان دارید، پیش از نصب اوبونتو یک نسخه از آن را روی سیدی یا دیسکت یا حافظهٔ فلش کپی کنید. منظورم از دادهٔ خیلی حساس فایلهای موسیقیتان نیست؛ منظورم پروژهٔ درسیتان است که چندروز است روی آن کار کردهاید و فردا باید تحویل بدهیدش.
-
کامپیوتر را روشن کنید تا ویندوز بالا بیاید. حالا کامپیوتر را ریاستارت (restart) کنید. در همین بین سیدی اوبونتو را هم در درایو بگذارید تا وقتی کامپیوتر دوباره میخواهد بالا بیاید سیدی اوبونتو هم در درایو باشد.
-
حالا باید کامپیوتر را با سیدی اوبونتو «بالا بیاورید» (یعنی بوت کنید). در بیشتر موارد خودبهخود این اتفاق میافتد. نشانهاش این است که دیگر ویندوز را نمیبینید و به جایش، نشان اوبونتو پدیدار میشود. این یعنی کامپیوتر سیدی اوبونتو را شناخته و موقتاً ویندوز را بیخیال شده و از روی سیدی بالا آمده است. اگر این طور نشد و دوباره ویندوز بالا آمد، باید تنظیمات بایوس کامپیوتر را تغییر دهید و به کامپیوتر بگویید که پیش از بالاآوردن ویندوز، روی درایو سیدی به دنبال سیستمعامل بگردد. برای انجام این تنظیمات از شخص باتجربهتری کمک بگیرید.

-
در نخستین پنجرهای که پس از بالاآمدن اوبونتو پدیدار میشود، چند گزینه هست. شما باید همان گزینهٔ پیشفرض (اولین گزینه) را برگزینید و کلید Enter را بزنید. اولین گزینه این است: Start or install Ubuntu. با این کار اوبونتو از روی سیدی اجرا میشود. کمی باید صبر کنید تا اوبونتو از روی سیدی کاملاً اجرا شود.
-
پس از چند دقیقه، یک سیستمعامل کامل را روبهروی خود میبینید. این همان اوبونتو است! شما میتوانید کاملاً با این سیستم کار کنید و برنامههایش را بیازمایید. ولی هنوز هیچ چیز نصب نشده و هیچ تغییری در سیستم شما داده نشده است. همه چیز دارد از روی سیدی اجرا میشود. اگر از نصب اوبونتو منصرف شدهاید، هنوز دیر نشده است: اگر از این محیط خارج شوید و سیدی را بیرون بیاورید، دوباره همهچیز مثل روز اول میشود. دوباره ویندوز بالا میآید و کامپیوتر هیچ چیز از اوبونتو به خاطرش نخواهد آمد. شگفتانگیز است، نه؟ به این پدیده، سیستمعامل زنده (live) میگویند.
-
روی دسکتاپ این محیط جدید، گزینهای به نام Install میبینید. این همان چیزی است که اوبونتو را به طور دائمی نصب میکند. ولی فعلاً ما با آن کاری نداریم. پیش از آن باید پارتیشنهای کامپیوترتان را برای نصب اوبونتو آماده کنید. از منوی بالای صفحه، گزینهٔ System، از آنجا گزینهٔ Administration و سپس Partition Editor را برگزینید.

-
در پنجرهای که ظاهر میشود، همهٔ پارتیشن (درایو)های کامپیوترتان نشان داده میشود. حالا باید حدود پنج گیگابایت فضای خالی برای نصب اوبونتو تدارک ببینیم. قرار بود که یکی از پارتیشنهای کامپیوتر شما دستکم شش گیگابایت فضای خالی داشته باشد. روی مستطیل مربوط به آن پارتیشن در این پنجره کلیک راست کنید و گزینهٔ Resize/Move را برگزینید. بعد آن پارتیشن را کوچک کنید تا پنج گیگابایت در انتهای آن آزاد شود. کارمان با این برنامه تمام شد. حالا دکمهٔ Apply را بفشارید تا تغییرات شما واقعاً روی دیسک انجام شود.
-
حالا روی آیکون Install روی دسکتاپ، دوبار کلیک کنید تا برنامهٔ نصب اوبونتو اجرا شود. فرایند نصب بسیار ساده است. کافی است که شما پیدرپی دکمهٔ Next را بفشارید. هر جا هم که لازم بود، اطلاعاتی را که از شما می خواهد وارد کنید؛ مثلاً باید کشور ایران را روی نقشه برگزینید و زبان دلخواه خود را انتخاب کنید و برای خود یک نام کاربری (username) و گذرواژه (password) تعیین کنید. تا این که میرسید به پنجرهٔ پارتیشنبندی. در این پنجره باید تعیین کنید که اوبونتو روی کدام پارتیشن نصب شود. در این مرحله (که مهم ترین مرحلهٔ نصب اوبونتوست) باید این گزینهٔ را برگزینید: Use largest continuous free disk space. معنیاش این است که اوبونتو روی بیشترین فضای خالیِ پیوستهٔ موجود در دیسک نصب میشود؛ یعنی همان پنج گیگابایتی که شما در مراحل پیش آزاد کرده بودید. اوبونتو در این فضای خالی دو تا پارتیشن جدید میسازد و آنها را مطابق سلیقهٔ خودش فرمت میکند. خیالتان راحت باشد که فرمتکردن این دو پارتیشن هیچ آسیبی به بقیهٔ فایلهایتان نمیزند.
-
بازهم دکمهٔ Next را بفشارید. در یکی از مراحل بعدی، اوبونتو به شما میگوید که اگر دلتان بخواهد، میتوانید تنظیمات ویندوزتان را به طور خودکار به اوبونتو منتقل کنید؛ یعنی مثلاً کاری کنید که عکس پسزمینهٔ اوبونتو همان عکس پسزمینهٔ ویندوزتان باشد. برگزیدن یا برنگزیدن این گزینه فرق مهمی ایجاد نمیکند. هر کاری که دلتان خواست بکنید.
-
در پایان، یک بار همهٔ تنظیمات را نشان میدهد تا شما مرور کنید. با فشردن کلید Install فرایند نصب آغاز میشود. از اینجا به بعد میتوانید حدود نیم ساعت منتظر بنشینید تا همهٔ فایلهای لازم روی دیسک شما کپی شود و اوبونتو به طور دائمی روی کامپیوترتان نصب شود. پس از پایان نصب، کامپیوتر را ریاستارت کنید.
-
اگر همهچیز درست پیش رفته باشد، با راهاندازی دوبارهٔ کامپیوتر، باید صفحهٔ سیاهی را ببینید که در آن سه گزینه مربوط به اوبونتو و یک گزینه مربوط به ویندوز وجود دارد. برای رفتن به اوبونتو روی گزینهٔ اول Enter میزنید. اگر هم میخواهید به ویندوز بروید، گزینهٔ آخر، یعنی ویندوز را برمیگزینید.
-
الان شما یک اوبونتو دارید که آمادهٔ کارکردن است. میتوانید از منوی Places، گزینهٔ Home را برگزینید و از آنجا به پوشهٔ Examples بروید. در این پوشه، نمونهای از انواع فایلها است که میتوانید بازشان کنید تا با برنامههای اوبونتو بیشتر آشنا شوید. یک فیلم کوتاه و یک موسیقی نمونه هم در این پوشه هست.
توصیههای پس از نصب
- این یک سیستم کاملاً تازه است. برای این که بتوانید کارهای روزمرهتان را با آن انجام دهید، شاید لازم باشد که برنامههای گوناگونی نصب کنید یا امکانات زبان فارسی را به آن بیفزایید یا هزار کار دیگر. این راهنما دربارهٔ این کارها توضیح نمیدهد، ولی سایتهای زیادی هست که شما را در این باره به زبان فارسی راهنمایی میکنند. مثلاً سایت «هزاردستان» به نشانی www.hezardastan.org پر است از راهنماییهای مفید برای کاربران تازهکار اوبونتو.
- کاربران باتجربهٔ اوبونتو معمولاً خیلی خوب به پرسشهای تازهکاران پاسخ میدهند (مثل من که نشستهام و این راهنما را برای شما نوشتهام). اگر پرسشی دربارهٔ چیزی داشتید، با یک جستجوی ساده در اینترنت معمولاً به پاسخ خود میرسید. اگر خواندن نوشتههای انگلیسی برایتان آسان است، کارتان خیلی زودتر راه میافتد. حتی میتوانید در انجمن کاربران ایرانی اوبونتو به نشانی www.ubuntu-ir.org عضو شوید و پرسش خود را آنجا بنویسید. معمولاً کسی هست که شما را راهنمایی کند.
- احتیاط! اگر قرار است که به طور مرتب بین ویندوز و اوبونتو جابهجا شوید، توصیهٔ اکید میکنم که ویندوز یا اوبونتو را Hibernate نکنید، بلکه به طور کامل Shut Down کنید. وگرنه، ممکن است فایلهایی که در یکی از این دو سیستم باز هستند، در سیستم دیگر دیده نشوند و بعد به طور کامل پاک شوند.
تکذیبنامه
این راهنما فقط برای کمک به شما در نصب اوبونتو نوشته شده است. من شخصاً بارها با این روش اوبونتو را روی کامپیوتر خودم و دوستانم نصب کردهام و هیچگاه مشکلی پیش نیامده است. با این حال، من هیچ مسئولیتی را در قبال پاکشدن اطلاعات کامپیوتر شما نمیپذیرم. شما با مسئولیت خودتان از این راهنما پیروی میکنید. بهتر است که شما همیشه از دادههای خود یک نسخهٔ پشتیبان داشته باشید تا اگر پیشامد بدی رخ داد، زیانِ جبرانناپذیری نبینید.

f 27, 2008 در t 1:02 ب.ظ |
من یکی دو تا سوال دارم که البته چندان به مراحل نصب مربوط نمیشه، ولی شاید بتونی کمکم کنی. این فروم ubuntu.ir هم که چند روزه داون شده و ما پا در هوا موندیم.
من یه پارتیشنم رو به اوبونتو اختصاص دادم و میخواستم بقیه هارد رو به یه پارتیشن ext3 فرمت کنم. ولی وقتی این کارو میکنم این پارتیشن قابلیت نوشتن نداره. چیکار باید کرد؟
و دومین سوالک اگه الان بخوام اون فضای باقیمونده رو به پارتیشن اوبونتو اضافه کنم، اصلا امکان پذیر هست ( مثلا با gpartd live cd)؟ و احتمال ازبین رفتن اوبونتو هست یا نه؟
پیشاپیش ممنون
f 27, 2008 در t 1:12 ب.ظ |
دربارهٔ اجازهٔ نوشتن روی اوبونتو چیزی به ذهنم نمیرسه. ولی اگر میخوای اون پارتیشن رو به پارتیشن اصلی اوبونتو اضافه کنی، کافیه یک بار پاکش کنی، و بعد پارتیشن اوبونتو رو بکشی تا بزرگ بشه. قاعدتاً نباید مشکلی برای اوبونتو پیش بیاد. اتفاقاً خیلی هم خوشحال میشه که جاش بیشتر شده! (;
پیشنهاد میکنم پارتیشنهای مشترک ویندوز و اوبونتو رو با fat32 فرمت کنی که ویندوز هم باهاش راحت باشه. امیدوارم کمکی کرده باشم.
f 27, 2008 در t 1:34 ب.ظ |
ویندوز رو که کلا پاک کردم. این پارتیشن رو فقط واسه این میخواستم که فایلهای دیگه مثل موسیقی و فیلم و اسناد رو توش بریزم که اگه احیانا مشکلی واسه اوبونتو پیش اومد که مجبور شدم دوباره نصب کنم، از بین نرن.
اصلا شاید fat32 فرمتش کنم . از نظر سرعت کپی کردن کند نیست (fat32) ؟
f 27, 2008 در t 6:51 ب.ظ |
می بینم که شروع کردی به نوشتن.ان شالا ادامه بدی.
در مورد سوالی که مهراب پرسید:
mount point رو چی گذاشتی؟
f 28, 2008 در t 12:14 ق.ظ |
دوست عزيز خيلي عالي بود ممنون. آيا اوبونتو رو براي كسي كه بخواد لينوكس رو شروع كنه توصيه ميكني؟
f 28, 2008 در t 10:03 ق.ظ |
بسیار به کارم خواهد آمد.
دستتان درد نکند و خسته نباشید
f 28, 2008 در t 2:45 ب.ظ |
به علی شمس:
صد در صد اوبونتو بهترین توزیع لینوکس برای تازه واردها است. البته همزمان برای حرفهایها هم بسیار خوبه.
به علی شمس و صادق:
خواهش میکنم! لطف دارید!
به مهراب:
خوب بود موقع نصب اوبونتو، اون پارتیشن اضافه رو در مسیر /home مینشوندی (mount میکردی). این جوری هر بار که روی Home Folder کلیک کنی، همون پارتیشن باز میشه. دربارهٔ سرعت fat32 چیزی نمیدونم. شاید این مقاله بتونه کمکی کنه:
http://en.wikipedia.org/wiki/Comparison_of_filesystems
به محمود:
آقا مخلصیم. دست شما هم درد نکنه.
f 29, 2008 در t 12:31 ق.ظ |
@ محمود : /dev/sda3
f 29, 2008 در t 10:28 ق.ظ |
یک سوال دارم بنده ماربر حرفه ای لینوکس نیستم ، چندی پیش نسخه ای از سوزی رو روی سیستم نصب کردم و بدون مشکل سوزی اکثر شخت افزار های سیستم رو شناخت ، بعد از گذشت مدتی با آمدن نسخه ی جدید ابونتو و تعریف و تمجید دوستان به این نسخه رو آوردم اما وقتی سیستم عامل نصب شد با مشکل گرافیک روبرو شدم گرافیک رو نشناخته بو (6220Gforce) بنده هر کدوم از سخت افزار ها که می خواستم بشناسونم باید کلی دستور توی ترمینال وارد می کردم در صورتی که در سوزی و یا حتی رد هت چنین مشکلی رو نداشتم، حالا سوالم اینه دلیل محبوبیت اوبونتو چیه میشه مقایسه ای بین این دو سیستم عامل داشته یاشی، و اما یک سوال دیگه اگه قصد ابونتو کشاندن کار برها به سوی خودش هست و به نوعی مقابله با ویندوز فکر نمی کنی کاربر عادی صد سال نمی تونه دستور های مختلف لینوکس رو وارد ترمینال کنه ، به نظر شما ابونتو یک سیستم عامل پیچیده برای کاربر عادی نیست، پس دلیل وجود این همه طرفدار چیه ، چرا ابنتو، چرا سوزی یا رد هت نه؟
f 29, 2008 در t 12:36 ب.ظ |
کامل و مفصل و خوب.
خسته نباشی.عالی بود
f 29, 2008 در t 1:47 ب.ظ |
به Mr\ ‘James
حرف شما برام خیلی عجیبه. تجربهٔ من با اوبونتو همیشه این بوده که بهتر از توزیعهای دیگه سختافزار رو میشناسه. و این موضوع یکی از نکات مهم در هر توزیع میتونه باشه. پشتیبانی و کمبودن اشکالات و بهروزبودن نرمافزارها و کاربری آسان هم ملاکهای دیگه برای یک توزیع خوب هستند. ولی شناختن سختافزارهای ضروری همیشه مهمترین مسئله است.
اگر میبینید که اوبونتو سختافزارهای شما رو خیلی سخت میشناسه، خب براتون راحتتره که برید و با توزیعهای دیگه مثل «ردهت» و «سوزه» کار کنید. ولی غیر از سختافزارها اوبونتو از نظرهای دیگه فوقالعاده است.
من ترجیح میدهم در این وبلاگ انرژیام رو روی مقایسهٔ توزیعهای مختلف نگذارم و «جنگ داخلی» رو دامن نزنم! هدف این وبلاگ معرفی و ترویج نرمافزارهای آزاده، حالا هر چی باشه که من باهاش آشنا باشم.
f 3, 2008 در t 9:34 ق.ظ |
محراب:اینی که شما نوشتی mount point نیست.شما اسم اون device رو نوشتی.
مسعود هم این رو جواب داد:
موقع نصب اون درایو جدید رو با mount point زیر فرمت کن:
/Home
الان هم می تونی این کار رو بکنب و پوشه Home رو منتقل کنی به یک درایو.اما کمی سخته
f 17, 2009 در t 2:54 ب.ظ |
از اینکه این راهنمایی را گذاشته اید متشکرم .
من می خواسم در ابونتو که افکت های خاصی داره رو نصب کنم ولی نتونستم اگه می شه در این خصوص توضیح دهید . متشکر م
هادی